بدون عنوان
سلام قند عسل مامان من امسال شب 19 رو خونه ی خودمون احیا کردم ودوشنبه 7مرداد رفتیم با بابایی خونه ی مامانی منم موندم اونجا شب رفتیم مسجد با مامانی وخاله جون وحتی دوباره شب 23 اونجا بودم که مسجد رفتیم دوباره وتنها ارزوم سلامتی شما توی این شبا بود.قند عسلم مردادم مهمونی هم باهم رفتیم خونه دایی جون واون شب اومدم خونه
عزیزم من تو این دنیا یه مامان وبابای ناز دارم که منتظرم توهم اونارو ببینی چون با تمام وجودم میپرستمشون بابایی از حیاطش سیب کنده هی به من میگه با خودت ببر خونتون بخور نمیدونی این دو نفر چه جواهراتی هستن همیشه جویای حال من وتو هستن
عزیزم شنبه پیش دکتر خودم که بودم گفت همه چیز خوبه وپفت ماشالله خوب داری رشد میکنی اما بیمارستان میلادم تحت نظریه دکتر دیگه هستم گفت کمی وزنم زیاد رفته بالا باید آزمایش ادرار24 ساعته بدم دعا کن مامانی چیزیش نباشه طفلک مادرجون همش نگرانمونه،فردا با بابایی میبریم بدیم آزمایشگاه،نمیدونم کار خوبیه که دوجا تحت نظر دودکتر هستم یا نه.شیرین زبونم مراقب خودت باش مامانی که خیلی حواتو داره. راستی عزیزم نی نی های خاله تا چند هفته دیگه میان دو تا مانند تو قندعسل دوتا شیطون
![]()
خوشگلم توهم 4ماه کتر دیگه میای بغلم دعا میکنم این مدت هم به خوبی وخوشی بگذره.دوستت دارم


بدون عنوان
